سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 (0:38)
تقدیم به اونیکه آهنگ قلبش عمر دوباره ی من ... !!!
حیف روزایی که بی تو به سر شد
حیف شبایی که بی من به سر شد
تو بی من تنها من از تو تنها تر
حیف این عمری که تنها تر شد
من سردم تو سردی دل نیمه جون
میسوزه می سازه در خود داغونه
می لرزه حتی با چیک چیک اشکام
مثه گنجشکی که زیر بارونه
لبهامون لبخند عشقو کم داره
دلگیرم روزامون لحظه غم باره
دستاتو دستم کن خیلی محتاجم
پاییزم می ریزم رو به تاراج
من ابرم تو بارون این قصه خیسه
خورشید رو برگردون اینجا قبلیسه
اعجاز بارون رو باور کن وقتی
می خواهی احساسو از نو بنویسه
من ابرم تو بارون این لحظه نابه
این لحظه مخصوص ماه و مهتابه
بیدارم یا اینکه می بینم خوابه
کی نیلوفر سهم قلب مردابه
اینجا قلب آدما بی فانوسه
رویاشون رویا نیست عین کابوسه
اینجا چشمامون رو گریه می پوشه
من جایی می خوام با تو قد کوسه
ما دستامون با هم دنیا می سازه
بی سقف و بی دیوار و بی دروازه
ما با هستیم و با هم میمیریم ...


